زادگاهم چلکاسر

این وبلاگ کمکی است در جهت شناساندن زیبائی های بخشی از طبیعت ایران زیبا

عمارلو یعنی چه ؟
نویسنده : شفیع پاشائی چلکاسری - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠

عمارلو، ایل کرمانجی است که بخشی از ایل بزرگ زعفرانلو شناخته می شوند ( احتمالا یکی از نشیمنگاه‌های ایل زعفرانی، دیر زعفران بوده است ) و به دعوت شاه عباس بزرگ صفوی از مناطق کرمانج زبان به ورامین آمدند؛ اما پس از دو سال برای آرام کردن خراسان و بیرون راندن مهاجمان ازبک داوطلبانه رو به سوی خراسان نهادند.

بعدها در زمان نادر شاه افشار برای دفاع از ایران در برابر قوای روسیه تزاری حاضر شدند تا به کرانه‌ها کوهستانی سفیدرود بیایند

عمارلو نام یکی از ایلهای کرمانج که مرکز ایشان دشت ماروش Maarus یا ماروسک Maaruzsk در شهرستان نیشابور می‌باشد. بنا به کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان نوشته کلیم الله توحدی ایشان را شاه عباس صفوی به اینجا آورده و در زمان نادر شاه افشار گروهی ازایشان را به فرماندهی ولی خان عمارلو به استان گیلان منطقه خورگام Xorgaam کوچانده‌اند تا از ایران در برابر قوای روس دفاع کنند. فرزندان ولی خان عمارلو امروزه خوانین جیرنده می‌باشند و دو خانواده زند Zand و مهرابی Mehraabi را تشکیل می‌دهند.

نام عمارلو:

عمارلو AAmmaarlu یا به بیانی آمارلوAAmaarlu نام ایلی از ایلات معتبر کرمانج است که زمان نادر شاه افشار از دشت ماروشMarus یا ماروسکMaruzsk شهرستان نیشابور در استان خراسان به استان گیلان شهرستان رودبار آورده شدند تا در برابر قوای روس مدافع خاک ایران باشند. عده‌ای نیز بر این باورند که ایشان از اقوام آماردAamaard هستند که زمانی تمدن مارلیک را در کرانه سپیدرود بنیان نهادند. نام قدیمی عمارلو خورگام بوده است. بعد از صفویه، نادر شاه نیز به انتقال بعضی از ایل و طایفه‌ها فرمان داد. چنانکه طایفة (عمارلو) را که از جملة طوایف کرد شمال خراسان بود به منطقه‌ای از کوهستانهای (گیلان ) کوچانید که در سمت غربی کوههای (الموت) واقع است. و این منطقه اینک به نام همین طایفه نامیده می‌شود، زیرا که بیشتر مردمانش از طایفة (عمارلو )هستند. و گویشی را که هنوز به آن سخن می‌گویند(کردی ) یا (کرمانجی – Kermanji می‌نامند.

کرمانجی (به کردی: Kurmancî) که به آن کرمانجی شمالی هم گفته می‌شود یکی از گویش‌های اصلی کردی است. برخی منابع از گویش سورانی با نام «کرمانجی جنوبی» یاد می‌کنند.

کرمانجی سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش‌های کردی حفظ کرده چرا که دیگر گویش‌های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و گورانی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند.[۱]

فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یک‌دیگر در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدت کوتاهی به راحتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود

کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران تکلم می‌شود. همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستان‌های بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و "مانه و سملقان"، کرمانجی است.[۳] کرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است.[۴] با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است [۵]. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر چها محل جلالده وبیش از یکصد پارچه ابادی و روستا به زبان کرماجی صحبت میکنندپیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کردنشین ارمنستان و قزاقستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کردی کرمانجی تکلم می‌شود. بیشتر کردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند. کرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه‌است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند.

شرانی، شاقی {شکاکی}، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهیندژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود و ماه نشان در آذربایجان شرقی به این گویش سخن می‌گویند.این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کرمانجی مرسوم است ** در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد درحوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود.* در خراسان بزرگ نیز کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‏‏دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند.

در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیر انلو، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر [۶]

بیش از دو سوم از کردزبانان جهان به گویش کرمانجی تکلم می‌کنند.

نشیمن گاه

این قوم در شمال خاوری شاهین دژ و روستاهای اطراف می نشینند. اما در زمان سلجوقیان تنها در ترکیه و عراق بسر می‌برده اند و گفته می‌شود که نام چمشگزک داشته اند. برخی از این قوم در زمان صفویه به آذربایجان و سپس خراسان کوچ داده شدند.

خراسان

در نیشابور، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند.

آذربایجان

در شهرستانهای آذربایجان غربی و در حدود هزار خانوار در شاهین دژ در روستاهای الی بالتا، کران قزل قیه علیا، سفلی، وسطی، اوزن، قره تپه به سر می‌برند.

تیره موصولانلو که به زبان و لهجه خاص خود تکلم دارند و در روستاهای قلعه قورینه، قره زاغ، اوتاقلو و خانقلو و … پراکنده شدند. این تیره از عراق به آذربایجان و منطقه شاهین دژ مهاجرت نموده اند.

ترکیه

گفته می‌شود که هنوز در شهرستان چمشگزک و یا نواحی مرزی میان ترکیه، سوریه و عراق و پیرامون زندگی می کنند. دیر زعفران در استان ماردین یکی از این نواحی می تواند به شمار رود.

عراق

گویند که در زمان اتحاد کردستان عثمانی که کردستان عراق و ترکیه را در بر می گرفته است، گروهی از ایشان را از زاخو عراق به ایران کوچ داده اند؛ که شاید موصولانلو‌ها از ایشان باشند.

اتیمولوژی نام

گفته می‌شود که در زمان سلجوقیان در ترکیه و عراق بسر می‌برند و با نام چمشگزک شناخته می‌شده اند. احتمالا به دلیل سکونت در ناحیه دیرزعفران در جنوب ترکیه و شمال سوریه (حدود ماردین و قامشلی ) این نام را از (ظفرانلو) گرفته باشند که پیروزمند معنی می دهد.

گویش

گویش کرمانجی آنها با ظفرانلو های کوچانده به خاور از جمله خراستان شمالی تفاوتی ندارد. افراد این قوم علاوه بر گویش کرمانجی به زبان تُرکی هم تسلط دارند.

باور

دارای مذهب شیعه و دوازده امامی اند که در ترکیه علوی خوانده می شوند.

جای پرستشگاه دیر زعفران در ترکیه

دیر زعفران پرستشگاه ارجمندی است برای ارتدکس‌های آسوری. در نزدیکی شهر ماردین ترکیه و در منطقه تور عابدین جای گرفته‌است.

  •  

نام گزاری

نام آن برگرفته از رنگ گرم سنگ‌هایش می‌باشد که همانند زعفران است. اما، روحانیان نام آن را با ارج به حانانیا (یونانی : آنانیاس) تغییر داده اند؛ کسی که در ۷۹۳ این پرستشگاه را بازسازی کرد.

نام در زبان‌های گوناگون

  • انگلیسی: Saffron Monastery
  • ترکی: Deyrülzafaran
  • عربی: دیر الزعفران
  • سریاک: ܕܝܪܐ ܕܟܘܪܟܡܐ دیر مار حانانیا

پیشینه

در ۴۹۳ زایانی به دست خورشید پرستان بنیان نهاده شد. سپس رومیان آن را کلات خویش ساختند. جایگاه پدر روحانی کلیسای ارتدکس آسوری از ۱۱۶۰ تا ۱۹۳۲ در دیر زعفران بود و سپس به حمص جابجا شد.

گستره

دارای ۳۶۵ اتاق است برای روزهای سال.


comment نظرات ()